یا عالم یگانه
در جایی که قضایای علم حق تعالی پیش میآید و عدهای به جبر انسان در این دنیا میرسند وعدهای به اختیار
شهید مطهری بحث باطل بودن هر دو را پیش میکشد سپس با مثالهایی از دوران پیامبر نتیجه میگیرد که چنین بحثی در آن زمان مطرح نبوده
ولی بعداً علمای کلام بوجود آوردهاند و در آن به آیات زیادی جهت اثبات سخن خویش روی آوردهاند
در هر حال هر دو تفکر اشاعره و معتزله به نوعی بعضی از آیات را تاویل و بعضی را معنی و تفسیر کردهاند تا کلام خویش درست نمایند
در انتهای کتاب انسان و سرنوشت این بزرگوار برای سخن جباریون به این نکته اشاره میکند که اینها با نوشتن سخن اینکه انسان مجبور است دلیل بر علم خدا میآورند
و در حالی انسان از خود اختیار ندارد چون خداوند علم دارد و این علم باعث میشود که انسان اختیار نداشته باشد.
علم چیست؟
علم این است که ما میدانیم اگر یک اتم اکسیژن با دو اتم هیدروژن ترکیب شود یک ملکول آب تولید میکند
اگر خود را از پرتگاه به پائین پرت کنیم نابود میشویم
اگر سم بخوریم خواهیم مرد
اگر ظلم کنیم کیفر خواهیم شد
اگر بدون اجازه کسی چیزی از او برداریم دزدی کردهایم
اگر پشت شیشه باشیم دیده میشویم
اگر قدم برداریم پیش میریوم
و اگر.....و......
اینها علم است
امام
معلوم چیست؟
معلوم این است که ای ظرف آب است
این مرد سم خورده و مرده است
این زن دزدی کرده است
این مرد آمده است.
پس آنچه که خداوند دارد و در آن هیچ شکی نیست علم است
و انسان اختیار دارد که راه خود را مشخص کند
و به انسان عقل عطا شده که راه را از چاه تشخیص دهد
علم خدا مانع اختیار انسان نیست
علم خدا معلوم نیست
و این بدترین دلیل است که علم را با معلوم یکی بدانیم
این اشتباهی است که بخواهیم از انسان سلب اختیار کنیم چون خداوند عالم است